گزارشی درباره ایران زیر آتش؛ روایتهایی از کشتار، گروگانگیری اجساد و وحشت حکومت از مردم
پیامهایی که در روزهای قطع اینترنت از شهرهای مختلف ایران منتشرشده، تصویری تکاندهنده از سرکوبی کمسابقه، کشتار گسترده و عبور کامل حکومت از هر خط قرمز انسانی ترسیم میکند. آنچه در این روایتها تکرار میشود، نه «درگیری»، بلکه کشتار سازمانیافته و وحشت عریان حکومت از حضور میلیونی مردم است.
آبادان: گزارشها از کشتهشدن ۹ نفر حکایت دارد که یکی از آنها ۱۵ ساله بوده است. خانوادههای معترضان با ساچمه هدف قرار گرفتهاند. سرکوب بهشدت خشن بوده و بازداشتشدگان تحت شکنجه قرار گرفتهاند. به آنها گفته شده حداقل یک ماه زندان قطعی در انتظارشان است، بدون هیچ روند قانونی.
تهران و کلانشهرها: شاهدان از وضعیت بحرانی مطلق در تهران میگویند. نیروها «افتادهاند به جان شهر» و پس از کشتار، خانوادهها را وادار میکنند بپذیرند عزیزشان را «تروریستها کشتهاند» تا جسد تحویل داده شود و اجازه مراسم بدهند.
مشهد: گزارشها از کشتاری در ابعاد نیزار ماهشهر در مناطق پایینشهر مشهد خبر میدهند. تیراندازیها هدفمند بوده و نیروهای سپاه با خونسردی سر را نشانه میگرفتند.
گوهردشت کرج: شهروندی گزارش داده داییاش از ناحیه گردن هدف گلوله قرار گرفته، تحت عمل قرار دارد و زنده است؛ اما به خانواده هشدار دادهاند اگر بمیرد، برای تحویل جسد باید یک میلیارد تومان پرداخت کنند.
نجفآباد اصفهان: در روز جمعه ۱۹ دی، کشتار شدید رخ داده است. نیروهای مسلح با تیربار نصبشده روی خودرو مردم را در خیابان به رگبار بستهاند. پس از آن، با پهپاد محل دفن مخفیانه کشتهشدگان را شناسایی کرده، نبش قبر انجام داده و اجساد را گروگان گرفتهاند. طبق این گزارشها، این اقدام با مجوز یک مقام مذهبی حکومتی انجام شده که گفته: «اینها شورشیاند و مسلمان نیستند، نبش قبرشان اشکالی ندارد.»
گرگان: شب اول حمله به فرمانداری، شب دوم کشتار و شب سوم سکوتی سنگین.
پیام کوتاه شاهد: «فعلاً زندهام.»
گچساران: گزارش کشتهشدن سه نیروی سپاه در جریان اعتراضات.
چمستان مازندران: در اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی، تنها در این شهر کوچک دستکم ۱۹ نفر کشته و چندین نفر مفقود شدهاند.
هیدج زنجان: بازداشتهای گسترده گزارش شده و از ۱۹ دی، تمامی ورودیهای شهر با خاک مسدود شده؛ وضعیتی شبیه حکومت نظامی کامل.
زنجان: چندین مرکز حکومتی از جمله دفتر امام جمعه، پایگاه بسیج، حوزه علمیه و اداره مالیات به آتش کشیده شدهاند.
حضور سراسری مردم: شاهدان میگویند حضور مردم در خیابانها ـ در شهرهای بزرگ و کوچک ـ بیسابقه بوده است. بهگفته منابع محلی، اگر نیروهای مسلح جمهوری اسلامی دست به شلیک جنگی مستقیم نمیزدند، بسیاری از شهرها عملاً سقوط کرده بودند. نفرت از حکومت، از پیر تا جوان، آشکار و بیپرده توصیف شده است.
تغییر روحیه: بسیاری از پیامها از شکستن ترس عمومی خبر میدهند. شهروندان میگویند دیگر وحشت از بازداشت وجود ندارد و کشتار آنقدر گسترده شده که «شبیه دوران کرونا، هرکسی یکی را میشناسد که کشته شده».
اعتراض خانوادگی: برای نخستین بار، اعتراضات خانوادگی توصیف شده؛ از پدربزرگ تا نوه در خیابانها. منابع میگویند اگر قتلعام نمیشد، همان جمعه کار حکومت تمام شده بود.
«به همه دنیا بگید جمعه مردم رو به رگبار بستند.»
درگیریهای خیابانی: در برخی شهرها، بسیجیها از بالای پلها به مردم سنگ و ساچمه پرتاب کردهاند. مردم از چند محور همزمان پیشروی کرده و نیروها را وادار به فرار کردهاند. پلها برای جلوگیری از تیراندازی مجدد به آتش کشیده شدهاند.
آنچه از دل این پیامها بیرون میآید، نه روایت «ناآرامی»، بلکه تصویر یک قیام سراسری و پاسخ حکومت با کشتار، گروگانگیری اجساد، اخاذی از خانوادهها و جنگ شهری است. حکومتی که برای بقا، به تیربار، پهپاد، نبش قبر و تهدید خانوادههای داغدار متوسل میشود، بیش از هر زمان دیگری نشان داده که از مردم شکست خورده است. این گزارشها سندهایی هستند که با قطع اینترنت هم خاموش نشدند. واقعیت راه خودش را پیدا میکند.





